مرتبط با : دلنوشته , 

یادمون باشه حضرت آقا در بیانات گوهر بار خویش زبان به شکوه از برخی ناملایمتها و بدیها و عدم رعایت خیلی چیزها کردند و هشدار دادند و نکاتی را متذکر شدند، مسایلی مثل عدم رعایت کردن حقوق آپارتمان نشینی، نحوه تعامل با همدیگر در بیرون و ....
یکی از این ناملایماتها که خیلی حالمو به هم میزنه و گاها به حد نفرین کردن هم می رسه، این راننده های تاکسی هستند، البته
نه همشون ها، یه عده شون، کاری به کارای نادرست و بداخلاقی بعضی از راننده های تاکسی ندارم که هر از گاهی از گوشه و کنار این مملکت به گوش می رسه، اما اونیکه باهاش کار دارم و می خوام اشاره مختصری بهش داشته باشم، این پولهای اضافی ای هست که راننده ها از مسافرین می گیرن، این پول اضافی از 25 تومن و 50 تومن (تک) شروع میشه تا هزار به بالا برو دیگه...

اصلا آدمای عجیبی هستند، گاهی وقتا کفرمو در میارن، بدترین جاییکه حالمو بهم میزننن جاییکه که پول کرایه ت را میدی برمیگرده میگه: آقا پول خرد ندارین؟ و یا وقتی هم که پول خرد نداشته باشه، هر چی که بهش میدی دیگه برگشتی در کار نیست، حاضر نیستن از حقوق خود کم بیارن ، فقط کارشون شده گوش بری و ...

یکی نیست بهشون بگه نمیشه از جیب شما بره و از جیب مسافر نره؟

گاهی وقتا تاکسیا میشن بقالی، پول میدی، باقی پولتو یا شکلات میده یا بیسکویت میده و یا ....

به قول حجت الاسلام استاد پناهیان، انگار راننده های ما رشته رواشناسی خونده ان، که وقتی یه کسی از یه شهری به جایی دیگه میره، درجا می فهمن که این کسی هس که میشه گوششو برید و تا جاییکه بتونن اضاف می گیرن...

کاری به کارشون هم دارم و هم ندارم، به شخصه یه عده شونو می بخشم وحلال می کنم، یه عده شون که حرص و طمع تا خرخره وجودشونو گرفته و  پر از غرور و خودخواهی هستن نمی بخشم، نه به خاطر اینکه پولو پس نمیدن و ایناها، به خاطر این که حق خوری می کنن، زور می گن، الکی از خودشون کرایه ها را بالا می برن و...

در آخر بازم بگم، هستن بعضی از راننده های تاکسی که هم مرام دارن و هم اخلاص و هم خوبیهای دیگه، ما چاکر اونا هستیم و بس.

دست به دست هم دهیم تا سبک زندگی خود را اصلاح تر کنیم...