مرتبط با : سیاسی , 

کم کم حال و هوای انتخابات، حال و هوای خیلی را بادی و وانتخاباتی کرده، تنور چاپلوسی و تخریب و تهمت و ... شعله می اندازد بر عقل خاموش و یا غافل عده ای، تنها چیزی که بیشتر به چشم نمی آید رعایت اخلاق و تقواست، بارها از زبان امام خامنه ای شنیده ایم که عزیزان اخلاق انتخاباتی را رعایت کنید، فضار را فضای تیره و تار و اتهام زنی قرار ندهید...
اما متاسفانه در این چند روز اخیر شاهد اتهام های ناروا به کاندیدای جوان و متدین کامران باقر لنکرانی هستیم، که از چند وقت پیش مارک بیگانه بودن، ساکن ایران نبودن، داشتن پدری سلطلنت طلب و ساواکی را به او می چسبانند، اخیرا در یکی از سایتها و نهادهای وابسته به آقای محسن رضایی شاهد بودیم که عبارات سخیف و نسنجیده ای را حواله ی آقای لنکرانی کرده اند، گوشه ای از این دروغ گویی ها و اتهام زدن هاشون، که مفهوم حرفاشونه این است:
- خود عمار بین و پنداشتن اینکه عمار ولایت هستند
- دارای پدری سلطنت طلب که در زمان رژیم پهلوی، با ساواک ارتباط داشته
- دارای زندگی تجملاتی و همسری تجمل پرست که ماهانه برای خریدهای خود به دبی سفر می کند.

از آنجایی که حرف ناصواب حرف نیست، ما نیز خیلی نمی خواهیم فضا را متشنج کنیم، جواب این اتهامات را از زبان خود آقای لنکرانی می نویسیم:مصاحبه آقای لنکرانی با صابرنیوز:


«مرحومه مادرم، سیده ای بودند مهربان و دلسوز و از هیچ كوششی در جهت تعلیم و تربیت صحیح ما دریغ نمی كردند. انشاءالله خداوند حق ایشان را بر من حلال فرماید و در این ایام سوگواری حضرت زهرا سلام الله علیها، روح همه مؤمنین و مؤمنات و ایشان را قرین رحمت واسعه خود فرماید. پدر بنده در صنعت آلومینیوم فعال بود و آن زمانها، صنعت آلومینیوم در ایران تازه تأسیس و نوپا بود. اما با توجه به مصارف مختلف این فلز سبك و دیر اكسیده شدن آن، به سرعت مورد استقبال و مصرف در صنایع مختلف قرار گرفت. ابتدا پدرم با كار در این صنعت شروع كرد و مدت ها بعد، توانست با تلاش و پشتكار كارگاه و كارخانه ای را راه اندازی كند. ایشان قبل از انقلاب هیچ گونه مسئولیت و سمت دولتی نداشتند. الحمدلله در دوران دانشجویی توفیق شامل حال بنده شد، و خداوند توفیق ازدواج با همسر مورد نظرم را عطا كرد و بسیار از زندگی ام راضی هستم. بعد از پایان دوره چهار ساله وزارت از تهران به شیراز برمی گشتیم عمده وسایلی كه از تهران آوردیم كه قبل از آن آنها را از شیراز به تهران برده بودیم، كتابهای بنده بود وگرنه بقیه وسایل ما در یك وانت جا می شد.
ما از ابتدا كه زندگی مشتركمان را شروع كردیم سعی كردیم یك زندگی ساده و مؤمنانه ای داشته باشیم و در زندگی قانع و شاكر باشیم. حقیقتاً افتخار می كنم كه همسرم یك خانم قانعی است، ایشان از اول هم این چنین بودند و تا الان هم یك زندگی همراه با قناعتی را گذرانده ایم. ما زمانی كه بعد از پایان دوره چهار ساله وزارت از تهران به شیراز برمی گشتیم عمده چیزهایی كه از تهران آوردیم كه قبل از آن آنها را از شیراز به تهران برده بودیم، كتابهای بنده بود وگرنه بقیه وسایل ما در یك وانت جا می شد.»
هر چه که هست مهم این است که انسان با شرافتمندی به جایی برسد، نه اینکه تخریب و تهمت زنی به دیگران را پل ترقی خود فرض کند...
یکی نیست به آقای محسن رضایی بگه که، در زمان جنگ از مثلث تسلیم، چه شده بود که امام جام زهر را نوشیدند؟
آدمی با عمل خویش حرف می زند و مقصود خویش را می رساند، نه با ...!!!