مرتبط با : دلنوشته , 

جانم فدای امام هادی علیه السلام...


خیلی ها عاشق ترانه های خوانندگان رپ و جاز و ... هستند، خیلی ها عاشق آدمهای اونورآبی هستند، خیلی ها عاشق آزادی از جنس توهین هستد چه آزادی بیان و چه آزادی غیربیان، خیلی ها هم عاشق هستند به نحو دیگر...
نمی دانم علت دل بستن و علاقه مندشدن به اینها بر چه اساس و مبنایی صورت می گیرد، نمی دانم بر چه اساسی از آنها بت برای خود می سازند، نمی دانم چه سود و خیری از آنها برای اینها به دست می آید؟
شاهین نجفی یکی از مرادهای عده ای بود که خیلی او را می ستودند، من خودم یکی دوبار از سروده هاشو گوش دادم، راستشو بخواهین پر از چرت و پرت و لغویات، چیز دیگر نبود، این سروده ها ادامه داشت تا اینکه در این روزهای اخیر متوجه شدیم حکم ارتداد یکی از خواننده های ایرانی را دادند، خبرها را بررسی کردم، دیدم این فرد کسی نیست جز شاهین نجفی.
اول چیزی که بعد از خواندن خبر ارتداد و وعلت ارتداد او به ذهنم رسید این بود که ایرانی این کار را نمی کند، در شأن ایرانی نیست که بیاید با نسل سلمان گونه اش توهین به امام معصوم را در سرلوحه کارهای خود قرار بدهد، ایرانی ای که پیغمبر اکرم آنها را توصیف عالی کرده است و امروز هم بادل جان انها دوست می دارند. ایرانی بی غیرت نیست، ایرانی ضدامام معصوم نیست، ایرانی شیفته و عاشق اهلبیت است، ایرانی به خود این اجازه را نمی دهد که بیاید همچین جسارتی را به اهلبیت بکند.
چیز دیگری که به ذهنم رسید این بود که فردی که این کار کسی می تواند بکند که اصلا طعم و بویی از مقام امامان و اهلبیت به دل خود نچشانده است و اصلا نسبت به انها معرفتی ندارد، اگرهم معرفتی داشته باشد این معرفت به جرز لای دیوار می خورد.
تاریخ زندگی اهلبیت باغربتهای زیادی همراه بوده است، اولین غربت اهلبیت از کوچه های مدینه شروع می شود، قصه در و دیوار و کوچه، سپس امیرالمونین در مدینه و کوفه، امام حسن در مدینه، امام حسین در کوفه و دیگر امامان در مدینه و کاظمین و ....



امام هادی علیه السلام نیز از این قاعده مستثنی نبودند، با ان همه غربت باز این نسیم دل انگیز ولایتشان که مشام دلنوازانشان را در زمان خودشان نوازش می کرد، تا انجا که توانست هدایت کرد و مسولیت خودش را انجام داد، پس از گذر هزاران سال، زمان به دوره ای رسیده است که ما در زیر سایه ی عنایات آنان در این  جهان نفس می کشیم و ننگ است بر کسی که درصدد انکار و توهین به این عنایات بربیاید.
در این عصر تاریخی که ولایت سرشاخه مهمی از زندگی و شرط بقای زندگی است یک عده جاهل و از خدا بی خبر، زندگی خودشان را به آتش می کشانند، امثال شاهین نجسی ها آخرت خویش را با دنیای خویش معامله کرده اند و سوزانده اند، این اقدامات ریشه در جاهلیتها و ندانم کاریهای مغضوبین و جاهلین عصر پیغمبر و امامان دیگر دارد، اینها نمی دانند با چه کسی طرف هستند، اینها نمی دانند نگاه چپ به یک امام چه تبعاتی دارد، اینها از خشم خدا بی خبرند، اینها دل در گرو چیزهای دیگر دارند، اینها جیره خواران عده ای هستند، ایها بی خبرانند...
تاریخ شیعه با مظلومیت رقم خورده و خواهد خورد، به قول حضرت امام خمینی ره تا شرک و کفر هست مبارزه و پیکار هم هست. پس باید تا انجا که بتوانیم در مقابل اینها بایستیم، باید مسوولیت خویش را انجام بدهیم، روشن بینانه، روشن بین کنیم، مسایل تاریخ را زنده کنیم، اهلبیت را بشناسانیم، فرهنگ بااهلبیت زیستن را تبلیغ و ترویج کنیم، بی تفاوت به برخی چیزها نباشیم، امامان را امام گونه بشناسیم، از خدا بخواهیم که ما را در این راه موفق بدارد تا ذره ای هم که شده دل امام زمان را شاد کنیم و نگذاریم بیشتر از اینها غضب وجودش را بگیرد و دلش شکسته شود.