مرتبط با : دلنوشته , 

 نمی گذاریم انقلاب به دست نااهلان بیفتد...

الان سال 91 می باشد. تقریبا 34 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد. 34 سال پیش ابرمردی با اندیشه های اسلامی و جهانی و انقلابی و با تیپ پیامبرگونه و با قدرت حیدرانه عَلَم اسلام را در خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران برافراشت. در آن روزها فضا طوفانی بود. دیگر عطر پهلوی از جامعه برچیده شده بود و بوی اسلام جانها را نوازش می کرد. بعد از ثبت پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری پایگاه جمهوری اسلامی کم کم باید دوران رشد انقلاب اسلامی یعنی دگرگونی و تغییر همراه با تحول و پیشرفت صورت می گرفت.

علی صفایی جمله ای دارند که مفهموش این است: « قبل از قیام، نقش مهاجم را داری، و باید تا انجا که می توانی باید حمله و نفوذ کنی و به مقصودت برسی، اما بعد از اینکه به پیروزی رسیدی در مقام دفاع و نگهبانی از آن چیزی که به دست آورده ای، باید باشی»

پیروزی انقلاب اسلامی یکی از این قیامهاست و مصداق بارز سخن (ع-ص) می باشد. انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید باید در مقام دفاع از آن بیاید و و در راه ارزش ها و آرمانهایی  که خود تعیین کرده اند نیز باید گام بردارد.

انقلاب اسلامی بعد از پیروزی تازه تازه کارش شروع می شد، چرا که هم باید پس مانده های رژیم پهلوی را بیرون می کرد و هم باید خودش را برای اتفاقات رنگارنگ آماده می کرد تا بتواند ثمره بدهد و به خواسته هایش برسد. خلاصه انقلاب شد و ...

انقلاب اسلامی به فرموده ی مقام معظم رهبری مانند کشتی ای است که هوز پابرجاست. این انقلاب و کشتی در مسیر حرکت خود از همان اول انقلاب مسیرهای پرپیچ و خمی را رد کرده است و از طوفانها و گردبادها و گردنه های سخت و دشوار عبور کرده است.

چند روز پیش کتابی به دستم رسید که اتفاقات سرنوشت ساز و در واقع گردنه های خطرناکی در آن نوشته شده بود. اتفاقاتی که از اول انقلاب اسلامی افتاده است و تا الان هم ادامه دارد. بعد از اتمام کتاب و خواندن این وقایع به این نتیجه رسیدم که انقلاب ما واقعا غریب بوده و در عین حال مقتدر.


انقلاب اتفاقاتی همچون جریان دولت مهندس مهدی بازرگان، دولت بنی صدر، جریان منتظری، جریان روزنامه های زنجیره ای، ماجرای قتلهای زنجیره ای، ماجرای شریعتمداری، جریان شهدای هفت تیر و جریان شهادت بهشتی و یارانش، جریان میکونوس، ماجرای خرم آباد، تحصن مجلس ششم، لوایح دوقلو، ماجرای کوی دانشگاه، ترور سعید حجاریان و .... . در این اواخر فتنه 88 را پشت سر گذاشته است.



هر چقدر این اتفاقات را می خواندم به عظمت انقلاب اسلامی کیف می کردم، بارها به انقلاب اسلامی احسنت گفتم، یاد جمله ای افتادم که مفهموش برایم خیلی جالب بود و مصداقش انقلاب اسلامی ایران می باشد.« بسیار سفر تا باید پخته شود...»

انقلاب اسلامی به جای سفر، خطرها دیده و چشیده ، خوب که وقایع را می نگریستم اکثرا مربوط به زمان اصلاحات و در واقع در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی بود و هر چه انقلاب اسلامی ما ضربه دیده است و می بیند برمی گردد به وقایع بین سالهای 76 تا 84. وقایعی که نشان دهنده این است که از یک منبع تغذیه می شدند و هدفشان یکی بود. وقایعی که نه مصلحت مردم را می جست و نه مصلحت نظام را. این وقایع و بانیانش مثل گرگ کارشان شده بود ضربه زدن و دریدن و به طعمه خود رسیدن. بعضی جاها موفق شدند البته نه برای همیشه بلکه برای لحظاتی. کلا می توان دوران اصلاحات را دورانی پرمخاطره برای انقلاب اسلامی ایران دانست دورانی که می توان گفت به دست نااهلان افتاده بود. تنها چیزی که ادمی را می آزارد، اهانت ها است. پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله می فرماید«ذلیل ترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند» حال من نمی دانم اینهایی که به نام دین و به نام اسلام برضددین و اسلام و امام و... می تاختند، چه جوابی در قیانت خواهند داشت. اینان الحق که زیانکاران عالمند.

اما اندکی که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که چه چیز می تواند این انقلاب و کشور را نجات بدهد، چه چیز می تواند این کشتی پرامید را از طوفانها نجات دهد. چه کسی می تواند نقش قهرمان داشته باشد و سوالهایی از این قبیل.

در ابتدای پاسخ به این سوال نباید قدرت خدا را انکار کرد، اگر خداوند نظر لطفش رابردارد، قطعا نظامی نمی ماند. اما بغیر از خدوند، قهرمان بزرگی چون امام خامنه ای حفظه الله می باشند که حتی خود اصلاح طلبان نیز اذعان به این امر کرده اند. امام خامنه ای خود به تنهایی یک لشکر بود و هست، او با دَم پیغمبرانه و با قدرت و تفکر حیدرانه در مقابل همه توطئه ها و هجمه ها با قدرت ایستاده است و خار و ناتوانند آنکسانی که نمی دانند که او کیست و چه کار می کند؟ نمی دانند که او قهرمان سرزمین من است.

دراین بین نباید نقش مردم راهم نادیده گرفت، چرا که اگر مردم حمایت نمی کردندکمتر امیدی می توان به موفقیت داشت.

اما سهم من و وظیفه من برای انقلاب:

تنها چیزی که می توان گفت این است که انقلاب برای من و ماها بیشتر زحمت کشیده است به جای اینکه ما زحمت بکشیم برای انقلاب، ما شرمنده ی انقلابیم. انقلاب به من اجازه ی نفس کشیدن را داده است و این بزرگترین سهمی است که انقلاب به من هدیه داده است، اما در مقابل این سهم و هدیه به من، من باید بیشتر از اینها تلاش کنم. من باید به غرور ایرانی ام ببالم و نگذارم که ایران عزیز اسلامی ام و انقلابم زیر چکمه های عده ای لگدمال شود و خون فرزندان انقلاب و خون فرزندان بعد از انقلاب پایمال شود، نباید بگذارم خم ابرویی بر چهر ه ی رهبرم نقش ببندد، نباید بگذارم عَلَم انقلاب شُل شود، باید قدر انقلابم را بدانم، حماسه آفرینانش را درود گویم و با جان و دل کارکنم تا این انقلاب که پایگاه شده است، روزی شود که پایگاه جهانی حکومت حضرت ولی عصر بشود.