مرتبط با : سیاسی , 

گشتی تو سایتها میزدم که خبری دیدم با این عنوان: ازدواج یک زن آمریکایی با یک الاغ!!!
نتونستم از کنار این خبر به سادگی بگذرم، اولین چیزی که به زبانم جاری شد این بود که گفتم خاک تو سرت.
البته در چنین کشوری با این همه فضای غبارآلود و ننگین که اوج لذت و خوشبختی و خوبی، زندگی کردن با اینها برایشان آرمان است، خیلی جای تعجب نداردها! هیچوقت نباید انتظار داشت که کار و عمل صالحی در چنین مناطقی رخ بدهد.
نمی دانم کشوری مثل آمریکا به چه چیزش می خواهد افتخار کند، به آدم کشی هایش در عراق،افغانستان و پاکستان و ...، یا به بی بندوباریهایش و یا به این فعل و انفعالات انسانی-حیوانی!!!






نمی دانم چرا باور نمی کنند در ضلالت آشکار هستند و نمی خواهند از این بحران زندگی و یا به تعبیر بهتر از این لجن زار بیرون بیایند، نمی دانم چرا نمی خواهند اندکی عاقلانه فکر کنند و خط زندگی خویش را خوب ترسیم کنند.
آدمی وقتی اینها را می بیند به مسلمانی و شیعه بودن خویش می بالد، به سرزمین مادری خویش که از نسل سلمان محمدی می باشد، می نازد، خدا را شکر می کند که در زیر چتر ولایت الهی قرار گرفته و حتی حاضر نیست اندکی آبروی خویش را به باد بطالت بسپارد.
خدا را شکر می گویم که مسلمان قرار داده و در بین مسلمانها در کشوری از نسل سلمان قرار داده و در عصری قرار گرفته ام که فرمانروایی مملکتم به دست علی زمان می باشد و با یاران عمار گونه و مالک منش خط سبز علوی را نشانم می دهند تا زندگی خویش را در آدم بودن و با آدم زیستن معنا کنم نه با خرزیستن.
به راستی احمقانه ترین کار ممکن می باشد در کشوری که دم از تکنولوژی و پیشرفت می زند و خود را داعیه دار مکتب انسان سازی می داند. اگر پیشرفت یعنی ازدواج با حیوانات، ما چنین پیشرفتی را نمی خواهیم و به همان چیزی که  الان هستیم راضی هستیم.
ما آدم هستیم نه حیوان، با آدمها زندگی خواهیم کرد، پس ای آمریکا بی خودی سعی نکن خودت را الگو قرار بدی، ما عقل داریم و مکتب.
راستی به نظرتون فرزند اینا چی میشه؟