مرتبط با : سیاسی , 

دلم خون است از دست آقایانی که هی می آیند جلوی تلویزیون و با لبان خندان و با شعف ستودنی می گویند« آقاجان ایشالا به زودی بازار را کنترل می کنیم و قیمتها می آید پایین، خوشبختانه روزهای خوشی رابرای مردم ایران در پیش داریم»

آخه یکی نیست به اینها بگوید آقاجان مگر مردم خُل هستند، با عرض معذرت بچه اند که خواهند گفت خدارو شکر مسوولین به فکر ما هستند.

کافیست سری به بازار بزنی و بپرسی بگویی، آقا قیمت این چند هست؟ طرف هم می گه این هزارتومن نسبت به دیروز گرون شده، اون یکی ده هزار تومن، اون یکی هم صدهزار گرون شده و الی آخر....

هر روز گرون تر از دیروز

هر روز ببر بالا بالا بالا

هر روز گرون تر از دیروز

معلوم نیست اقتصاد کشور دست کیست، معلوم نیست این قیمت ها به دست چه کسی بالا می رود، به نظر شما چه میشه کرد؟

کجا قرار گرفته ایم؟ چطور می شود بیت المال راحت خورده می شود؟ چطور می شود حق من و تو راحت خورده می شود؟ چطور میشود عده ای در بالا بالاها راحت بشینند و عده ای در سخت ترین شرایط زندگی کنند؟

به طور کلی امروز جامعه ما به دو بخش تقسیم شده است:

جامعه مرفهین و بی دردها و خوش خورها، جامعه مسکینها و بی چیزها.

به طور خلاصه بگم، وضع اقتصادی جامعه امروز ما در دوسه جمله خلاصه می شود:

یا باید بمیری و یا مرفه باید زندگی کنی.

یکی نیست به این آقایان خوش خیال بگوید این آینده تمام نشده است؟ این وعده هایتان تا به کی باید لخت بماند و جامه عمل بپوشد، به نظرتان این حرفهایی که می زنید بی آبرویی نیست، و مگر نمی دانید آبروریزی یعنی اینکه لخت هستید و بی آبروتر می شوید. تا به کی باید پدرها و مادرها صورتهاشان در مقابل خواست فرزندانشان سرخ شود و هر روز به یک بهانه ای بچه را منصرف کنند، تا به کی باید فرزندان کم درآمدها باید رنگ گوشت و میوه نبینند، تا به کی فرزندان باید در خیابانها که راه می روند، فرزندان مایه دارها را ببینند که دارند اسکیت سواری می کنند و اینها هم چاره ای جزنگاه حسرت آمیز نداشته باشند و تا به کی ......؟

تا به کی باید سوخت؟ تا به کی باید ناله کرد؟ تا به کی باید فرزندان پابرهنه چشمانشان به نظاره بایستد؟ تا به کی باید خون دل خورد؟ تا به کی باید...؟

آقایان بی خیال! کمی باخیال شوید، چطور وجدانتان قبول می کند با خیال راحت سر به بالش بگذارید و در حالیکه عده ای با سخت ترین شرایط شب را سحر می کنند؟ آیا خبر دارید عده ای کپرنشین هستند و به این زندگی راضی هستند ولی از گرانی بیداد می کنند؟

چگونه در یک کشور اسلامی که داعیه دار و پرچمدار تحقق تمدن اسلامی  هست، به آرمان شهر رسیدن را در سر می پروراند؟ به آرمان شهر رسیدن با کدام عدالت؟ همان عدالتی که امروز یکی درآمد روزانه اش میلیونی باشد و در مقابل عده ای هم درآمد ماهیانه شان به سیصدتومن به زور برسد، حال این فرد بیاید با این پول فیش آب و برق و گاز و تلفن را بدهد، دیگر چه برایش می ماند؟ هرنماینده مجلس ماهی چند میلیون بگیرد و هیچ کاری نکند؟

این عین عدالت هست؟ این عدالت نیست، این جنگ فقر و غنا هست؟ ثروتمندان و میلیونری درآمدها، هرروز صدایشان از فلان پارتی و فلان فسادخانه ای صدایش بیاید و در مقابل آن بچه های بااستعداد در نداریشان بسوزند و اگر خدای نکرده پدر و مادر هم بی خیال باشند، معلوم نیست بچه هایشان در کدام همالی، ازشان بیگاری کشیده شود؟

چه کنیم؟ اقتصاد مقاومتی کجاست؟ اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟ اصلا اقتصاد مقاومتی برای چه کسی است؟ برا همه هست یا برای پابرهنگان پابرهنه؟


البته از حق نگذریم مسولین هم قیمتها را کنترل می کنند!!!!!!!! به قول رفقا کنترل از اونور، کدوم ور؟ از اونور که نگذارند قیمتها پایین بیاید!!!!!!!! نه؟؟؟؟؟؟؟؟

بیایید دعا کنیم عده ای هم به فکر ما هم باشند؟ جوری نشود که ما بگوییم کسی به فکر ما نیست؟ بیایید حق برادری و خواهری خودمان را ادا کنیم؟ بیایید ذره ای از دستورات اهلبیت علیهم السلام را عملی کنیم و از رفتار علوی الگو بگیرم، باور کنید میشود، کاش عده ای که بزرگیشان و پست و مقامشان را از مردم دارند، به فکر مردم هم باشند!!!!!!!!!!!!

یک سوال؟ در این وضع اقتصاد مقاومتی، پول این آپیا(بازیکن تازه لیگ برتر) از جیب چه کسی پرداخته می شود؟ راستی قیمت قرادادش چقدره؟